عبدالله مستوفى
299
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
طرح اولين قانون تشكيلات و بودجه براى وزارت خارجه ورود من بوزارت خارجه و رياست طبيعى من بر جوانان ، رنگ و روى ديگرى بكارها داد و طبعا رؤساى ادارات دستوپاى خود را جمع كردند . كمكم كار به جائى رسيد كه بدون اينكه پيشنويس كاغذها را ديده و پاراف كرده باشيم ، آقايان رؤسا نميتوانستند آن را امضاء نمايند . واقعا علاء السلطنهء پيرمرد تا ميتوانست با جوانها مساعدت ميكرد . جوانها كه اين پيشرفت را ملاحظه كردند ، خواستار تدوين قانون براى وزارتخانه شدند كه صادر و وارد پرسنلى وزارتخانه تحت نظامات معينى باشد . قديمىها كه رؤساى ادارات وزارتخانه هم طبعا جزو آنها محسوب ميشدند ، شايد به قصد دفاع از حقوق خود ، خواستند در اين مشروع شركت كنند . ما هم چون مقصودى نداشتيم ، انكارى نكرديم . ولى آقايان سه چهار نفر از پوسيدههاى قديمى ، مانند مؤتمن الدوله پسر ميرزا سعيد خان وزير خارجهء اسبق و ميرزا عباس خان مهندسباشى و ميرزا باقر خان مستشار را پيش كشيدند . وزير هم براى رفع نقنق آقايان از بيكارى ، از اين پيشامد بدش نيامد ، به حال ما هم تفاوتى نميكرد . اولين قانون براى طرز جريان كار در وزارتخانه وعدهء اعضا و بودجه براى ادارهء مركزى و ولايات داخله و سفارت و كنسولگريهاى خارجه ، فصلبفصل و مادهبماده ، تنظيم شد . البته پارهاى از قوانين و نظامات كه وضع دوره وجود آنها را ايجاب ميكرد ، بمنافع خصوصى عدهاى برميخورد . نمايندگان قدما در كميسيون ، ميخواستند از اوضاع قديم دفاع كنند ، ولى كارى پيش نمىبردند . زيرا اتكاى ما باصول و قواعدى بود كه ادارهء امور يك وزارتخانه از آنها ناگزير است . مرحوم ثقة الملك سميعى ، مدير كل وزارتخانه ، هم الحق در همراهى با جوانها دادمردى و مردمى ميداد . شش ماه نگذشت كه كليهء كارهاى وزارتخارجه تحت نفوذ جوانها درآمد و انصاف را جوانها هم هيچوقت دربارهء قديمىها كافرماجرائى نميكردند و آنچه ميخواستند براى همه ميخواستند و از بين قديمىها هركس نسبة لايق بود ، بدون هيچ مزاحمتى به كار ميرسيد . آنها هم همين كه كار را اينطور ديدند ، سر سپردند . البته در جوانها هم آن اندازه متانت بود كه رفتارشان بقديمىها برنخورد و حيثيت و احترام سن و سابقهء آنها برقرار باشد . در اين بين ثقة الملك به مرض كليه درگذشت ، مفتاح السلطنه ، داود مفتاح ، بجاى او مدير كل و كابينه هم تغيير كرده ، معاون الدوله وزير خارجه شد . اين دو بزرگوار هم در تقويت جوانها سعى بليغ به كار بردند . يكى از مرامهاى جوانها اين بود كه كارگزارى ولايات مهم بكاركنان با حيثيت و فهميدهء ادارات مركزى برسد كه بتوانند در مقابل ژنرال كنسولهاى خارجهء مقيم ولايات مقاومت كرده ، حقوق اتباع ايران را در مقابل اتباع خارجه حفظ نمايند . رياست ادارهء دول غير همجوار با جناب آقاى حسين سمعيى ، اديب السلطنه ، بود ، ايشان به سمت مديرى كل بوزارت كشور منتقل و ميرزا سيد عبد اللّه خان معاون اداره ، حقا كفيل آن اداره تعيين گشت . ولى اين آقا ، برحسب نظر فوق الذكر ، بنا بود بكارگزارى خارجهء